|
|
جدایی اگر باران می فهمید که جدایی چقدر سخت است...
هرگز از آسمان جدا نمی شد.
آن وقت بارانی نمی بارید تا دل ها را از اندوه آسمان ،اندوهگین کند. آن وقت شاخه گلی از زیر خاک سر بیرون نمی آورد تا شکوه خورشید را نظاره گر باشد. آن وقت چتری بی هدف باز نمی شد تا تني خسته را از زير رگبار فراري دهد. باران می داند ولی چه کند که دلش به حال پنجره می سوزد.آخر اگر باران نبارد،پنجره از فرط تشنگی فرو می ریزد...امان از دل باران..
ادامه مطلب ... ارزش مخفی نمودن گناه های ما دوستان عزیز سلام
داستانی است که من این داستان را از دوستم شنیدم .خیلی خوشم آمد خاستم این داستان را برای شما عزیزان بنویسم . ما باید از جنبه های مثبت این داستان و همه چیز در زندگی بهره ببریم و جنبه های منفی را گنار بگزاریم . اشتباه های نویشتاری و غیره که در وبلاگ من به نظر میاید لطفآ من را عفه نموده و به من خبر بدهید میگویند در زمان حضرت نوح ( ع ) زن جوانی در سن ۱۴ سالگی ازدواج کرد بعد از یک سال خداوند این زن را پسری داد پدر و مادر این نوزاد اسمش را فرهاد گزاشتند . فرهاد آرام آرام بزرگ میشد . دوران کودکی و نوجوانی خود را به خوبی سپری کرد و جوان شد فرهاد آنقدر زیبا بود که به آن محل کسی مانند او نبود . جوانی خوب صورت و زیبا . فرهاد ۱۸ ساله شد مادر فرهاد ناگهان حس در وجود خود پیدا کرد . یعنی عاشق فرهاد شد . میخاست با او همبستر شود اما نمیتوانیست چیزی به پسر خود بگوید . یک روز فرهاد را خواست و گفت . پسرم زنی است که عاشق شما شده و میخواهد که با شما همبستر شود . فرهاد گفت مادر جان اینحرف ها چیست که میگوید؟ . مادرش فرمود اگر شما این کار را نکنید آن زن جان خود را از دست میدهد بلاخره فرهاد راضی شد مادر فرهاد گفت آن زن شرطی دارد ؟ فرهاد گفت چیشرطی ؟ مادر گفت در خانه یی باشد که تاریک و شما آن را نبینید . فرهاد اول قبول نکرد و بعد از گفتن مادر فرهاد ناچار قبول کرد و با هم زمان ومکان را مشخص کردند و آنروز فرا رسید و مادر فرهاد به آرزوی خود رسید بعد از چند روزی مادر فرهاد چیزی نمیگفت و خوشحال بود . یک وقتی متوجه شد که چی اشتباه بزرگی را انجام داده است . پشیمان شد و رو به خدا کرد از خداوند تقاضای بخشش کرد . هر کاری میکرد دلش آرام نمیشد رفت نزد حضرت نوح ( ع ) و گفت من بسیار گناه بزرگی را انجام داده ام شما وقتی نزد خدا میروید از خدا بپرسید که من را عفه مینماید . نوح ( ع ) وقتی نزد خدا رفت و بعد از انجام کار های خود یاد سوال این زن افتاد و به خدا گفت خداوند فرمود برو به آن زن بگو من شما را وقتی بخشیدم که متوجه گناه خود شدی نوح ( ع ) آمد و به آن زن گفت خداوند مهربان است شما را بخشیده مادر فرهاد خوشحال شد و رفت بعد از چند روزی بازهم شکی پیدا کرد و نزد نوح ( ع ) آمد و فرمود یا نوح ( ع ) من بسیار گناه بزرگی را انجام داده ام برو نزد خدا و از من تقاضای بخشش کن نوح ( ع ) قبول کرد و آمد نزد خدا و باز هم تقاضایی بخشش کرد . خداوند بخشید آن زن را . مادر فرهاد هرباری که میشنید خداوند او را بخشیده خوشحال میشد و بعد از چند روز بازهم شک میکرد و نزد نوح ( ع ) میامد .بلاخره دلش تاقت نکرد و به نوح ( ع ) گفت : یا نوح من با پسرم همبستر شدم حالا برو از خدا بپرس که من را میبخشد یا خیر ؟ نوح ( ع ) آمد نزد خدا و گفت هر آنچه مادر فرهاد گفته بود . اینبار خداوند فرمود من دیگر آن زن را نمیبخشم نوح ( ع ) گفت خداوندا چرا ؟ شما که چندین بار آن زن را بخشیده بودی و حالا چرا نمیبخشید خداوند فرمود من وقتی بخشیده بودم که گناه آن زن را تنها من و خودش میفهمیدیم . حالا که شما فهمیدید باید جزای گناه خود را بیبیند . دوستان عزیز همه انسان ها گناه کوچک و یا بزرگی دارد لطفآ گناه کسی را به کسی نقل نکنید و گناه خود را هم پنهان نگه دارید
از امام علی ( ع ) بیاموزیم از امام علی ( ع ) بیاموزیم ۱ : آنکس که کردارش او را به جای نرساند بزرگی خانوادش او را به پیش نخواهد برد . ۲ : انسان موفق کسی است که در پی سه چیز حرکت کند . ۱ کسب حلال برای تامین زندگی ۲ گام نهادن در راه آخرت ۳ به دست آوردن لزت های حلال ۳ : سخن بگوید که شناخته شوید چرا که انسان زیر زبان خود پنهان است ۴ : قلب کتاب چشم است . آنچه چشم بنگرد در قلب نشیند ۵ : کسی که از نیاز خود نزد مومن شکایت کند گویی به پیشگاه خدا شکایت برده است . و کسی که از نیاز مندی خود نزد کافری شکوه کند گویی از خدا شکوه کرده است ۶ : هیج کس شوخی بیجانکند به جز از اینکه مقداری از عقل خود را از دست بدهد ۷ : دو گرسنه هرگز سیر نشود . جوینده علم و جوینده مال ۸ : نشانه ایمان آن است که راست بگویی آنگاه که تورا زیان رساند . دروغ نگویی که تو را سود رساند و آن که پیش از مقدار عمل سخن نگویی و چون از دیگران سخن بگویی از خدا بترسی ۹ : دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد . نه اینکه برای رسیدن به خود ۱۰ : هر کس میخواهد دعایش مستجاب و اندوهش برطرف شود . به تنگدست مهلت دهد
این غم چیست ؟ این غم چیست ؟ هاله ای که دل انسان را در مسیری که می خواهد تغییر می دهد. هاله ای غم انگیز که احساسات یک فرد را تحریک می کند و بی اختیار او را به گریه می اندازد.همین غم گاهی بهانه ای برای انجام ندادن کارها ویا دست آویزی برای رفتن به غار تنهایی می شود. اما باید به یاد داشته باشیم که برای غمها فقط یک دقیقه وقت داریم. هرگز نباید شکست مارا از مسیر واقعی خود دور سازد بلکه با یک دقیقه غم باید آن را برای همیشه از صفحه ذهن پاک کنیم. باید رسالت خود رامجددا پیدا کنیم. رنج وقتی معنا یافت که گذشت و فداکاری به وجود آمد که این همان معنای مهم زندگی است. مشکلات می تواند مانع باشد اما بهانه هرگز. فولاد هنگامی آب دیده می شود که در کوره ذوب ودوباره سرد شود. پس برای رسیدن به خوشبختی با روحیه ایی شاد در مقابل غمها مقاومت کنید. زندگی از نظر من . در زندگی بسیار مواظب باش که اشتبا نداشته باشی زندگی کردن مانند نامه نوشتن میماند، باید مواظب باشی که نامه های شما پاک باشه و خوانا، باید سعی کنی روی خط صاف بنویسی ، وگر نه خطت کج و خراب میشود . مواظب باش در املاهایت غلطی نداشته باشی یا اگر داشتی، ازش بی اعتنا رد نشو چون عادت میکنی به غلط و غلطنویشتن . اگر چیزی را اشتباه نویشتی کاغذ ات را پاره کن یکی دیگه بنویس ، فراموش نکن وقتی نزد خدا میرویم دیگه وقت غلط گیری نداری ، آنجا فقط وقت خواندن نامه هست
به آسانی میشود زندگی کرد در دنیا همه چیز دوست داشتنی است اما برای دنیا شتاب نکن که مقصد خاک است به آسانی میشود در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی می شود در قلب او جایی پیدا کرد. به آسانی میشود در مورد اشتباهای دیگران قضاوت کرد ولی به سختی می شود اشتباهای خود را پیدا کرد. به آسانی میشود بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی می شود زبان را کنترل کرد. به آسانی میشود کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم ولی به سختی می شود این رنجش را جبران کنیم. به آسانی میشود از کسی تقاضای بخشش کرد ولی به سختی می شودکسی را بخشید . به آسانی میشود قانون را تصویب کرد ولی به سختی می شود به آن ها عمل کرد. به آسانی میشود به رویاها فکر کرد ولی به سختی می شود برای بدست آوردن یک رویا جنگید. به آسانی میشود هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی می شود به زندگی ارزش واقعی داد. به آسانی میشود به کسی قول داد ولی به سختی می شود به آن قول عمل کرد.
ادامه مطلب ... کوتا اما آموزنده
وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند زندگي چقدر کوتاه است فاصلۀ اذان تا نماز
روزی بود که فکر می کردم دیگه همه چیز تمام شده اما حالا می فهمم هر صبح شروع یک زنده گیست پس میشود که هر صبح از خواب بیدار میشویم فکر کنیم دوباره متولد شدیم تمام خستگی های روز های گزشته را با شروع روز جدید دفن کنیم و هر روز عشق را تجربه کنیم من سعی کردم شد شما هم امتحان کنید
ادامه مطلب ... این دیوانگیست... اين ديوانگيست که از همه گلهاي زیبا تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستهاي ما فرو رفته است متنفر باشيم... اين ديوانگيست که همه روياهاي خود را تنها بخاطراینکه يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم.... اين ديوانگيست که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شده ايم ... اين ديوانگيست که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايما بي نتيجه مانده است...
که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانما رابطه ما را زير پا گذاشته است رد کنيم ... اين ديوانگيست که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه در يکي از آنها به ما خيانت شده است... اين ديوانگيست ... که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه در يکي از تلاشهايما ناکام مانده ايم... به اميد اينکه در مسير خود هرگز دچار اين ديوانگي ها نشويم.... و به ياد داشته باشيم که هميشه... شانس هاي ديگري هم هستند دوستي هاي ديگري هم هستند عشق هاي ديگري هم هستند نيروهاي ديگري هم هستند تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم... زیبایی های زندگی .
یاد ما باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یاد ما باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند نه آن گونه که می خواهیم باشند یاد ما باشد که هرگز خود را از نظر دیگران نبینیم که من اگر خود با خود آشتی نکنم هیچ شخصی نمیتواند مرا با خود آشتی دهد یاد ما باشد خود ما با خود مهربان باشیم چرا که شخصی با خود مهربان نیست نمیتواند با دیگران مهربان باشد و در اخیر : گل ها جواب زمین اند به سلام آفتاب . نه زمستانی باش که بلرزانی . نه تابستانی که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی
ادامه مطلب ... حقیقت زندگی دوستان عزیز این داستان واقعت دارد
ادامه مطلب ... دانستنی ها
در این دنیای عجیب و غریب از دیدن خیلی از چیزها انسان تعجب میکند و دچار شگفتی میشود و این در حالیست که نمیشود خیلی از چیزها را باور نکرد آیا میدانستید ؟ آیا میدانستید که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند؟ آیا میدانستید که پشک و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان فقط چهار گروه؟ آیا میدانستید که روباهها همه چیز را خاکستری میبینند؟ آیا میدانستید که در شیلی منطقهی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است؟ آیا میدانستید که هر ۵۰ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود ؟ آیا میدانستید که وزن اسکلت انسان بالغ بر سیزده تا پانزده کیلوگرم است ؟ آیا میدانستید که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا میایستد حدود سه متر است ؟ آیا میدانستید که زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را پاک کند ؟ برای مشاهده کامل مطلب و زندگی نامه شیطان به ادامه مطلب مراجعه نماید ادامه مطلب ... هفت آسمان خوشبختی
دنيا از اول هم همين طور بوده است،براي اينكه بتوانيم چيزي را تغييربدهیم ابتدا بايد خودرا تغيير بايد سعي كنيم مثل افراد موفق بينديشيم و رفتار كنيم،چرا كه اگر چنين كنيم،به همان نتايج افراد موفق دست پيدا خواهيم كرد. ما عادت كرده ايم به ذهن اجازه بدهیم كه آزادانه فعاليت كند.به همين خاطر است كه نمي توانيم از زندگي لذت ببريم،چون اسير ذهن شده ايم. بايد شيوه ي صحيح ابراز احساسات را ياد بگيريم و در عين حال بايد بتوانيم احساسات منفي خود را كنترل كنيم. بايد سعي كنيم هنگامي كه درون يا بيرون از خانه هستيم،پوشش مناسبي داشته باشيم.به خود ارزش بدهیم و نگوييم لباس كه شخصيت نمي آورد. يادما باشد كه تلاش منظم،پیروزی چند برابر دارد.اگر نظم را سرلوحه ي كارهاي خود قرار بدهیم و مديريت زمان داشته باشيم،گام بزرگي در جهت رسيدن به كاميابي و نشاط برداشته ايم. زندگي يعني داشتن مشكل،يعني مبارزه،يعني تجربه.هر مشكلي كه ايجاد مي شود پيام بخصوصي براي ما دارد.بايد بتوانيم آن پيام را درك كنيم و از آن درس بگيريم.
مادر
نویسنده ( محمد عباس عدالت دوست ) پسر به مادرش گفت اگر یک روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میایم تا قلبم را با تمام وجودم تقدیمت کنم. مادر لبخندی زد و گفت تشکر پسرم. تا اینکه یک روزآن اتفاق افتاد.حال مادر خوب نبود...نیاز فوری به قلب داشت... از پسرش خبری نبود... مادر با خودش می گفت: می دانستم که من هیچ وقت نمیگزاشتم تا قلب پسرم را به من بدهد و به خاطر من خودرا فدا کند... ولی این بود آن حق مادری؟...حتی برای دیدنم هم نیامدی... شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید...چشمانش را باز کرد،داکتر بالای سرش بود. به داکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ داکتر گفت نگران نباشید، پیوند قلبتان با موفقیت انجام شده. شما باید استراحت کنید... در ضمن این نامه برای شماست!... مادر نامه رابرداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد... ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام مادر عزیز و عالیقدرم... هالا كه اين نامه را ميخاني من در قلب تو زنده هستم.از دستم ناراحت نباش كه پیشت نیامدم چراکه میدانیستم اگر بيام هرگز نميگزاشتی كه قلبخودرا بریایت تقدیم کنم..پس نيامدم تا بتوانم اين كاررا انجام بدهم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه. (دوستت دارم بینهایت)مادر نمیتوانیست باور کند...آن یک کاری کرده بود...آن قلبشرا به مادرش داده بود... آرام آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد... و به خودش گفت چرا حرفشرا باور نکردم ... مادر بیتو تنها و غریبم عزیزان به ادامه مطلب مراجعه نماید ادامه مطلب ... داستان های کوتاه
دروغ مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم" زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد. مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی بزرگ و کوچک گرفتیم . اما چرا ان لباس راحتی هایی که گفته بودم نگذاشتی ؟" جواب زن بسیار جالب بود.زن جواب داد : لباس های راحتی تان را با وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟ سعی کنید هرگز تا بنا به دلایلی مجبور نشده اید دروغ نگویید و اگر زمانی این کار را کردید تمام جزئیات را بررسی کرده تا قضیه خراب نشود. زن ها موجودات تیز و با هوشی هستند. یک توصیه ی دوستانه: هرگز به زنهای خود دروغ نگویید چون به سرعت باد آنها متوجه خواهند شد.
ادامه مطلب ... |
|