تبليغاتX
آسمان پرستاره






به آسانی میشود زندگی کرد  

در دنیا همه چیز دوست داشتنی است اما برای دنیا شتاب نکن که مقصد خاک است

به آسانی میشود در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد ولی به سختی می شود در قلب او جایی پیدا کرد.

به آسانی میشود در مورد اشتباهای دیگران قضاوت کرد ولی به سختی می شود اشتباهای خود را پیدا کرد.

به آسانی میشود بدون فکر کردن حرف زد ولی به سختی می شود زبان را کنترل کرد.

به آسانی میشود کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم ولی به سختی می شود این رنجش را جبران کنیم.

به آسانی میشود از کسی تقاضای بخشش کرد ولی به سختی می شودکسی را بخشید  .

به آسانی میشود قانون را تصویب کرد ولی به سختی می شود به آن ها عمل کرد.

به آسانی میشود به رویاها فکر کرد ولی به سختی می شود برای بدست آوردن یک رویا جنگید.

به آسانی میشود هر روز از زندگی لذت برد ولی به سختی می شود به زندگی ارزش واقعی داد.

به آسانی میشود به کسی قول داد ولی به سختی می شود  به آن قول عمل کرد.

 

nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/6/25 | 11:59 قبل از ظهر | + | موضوع: |

کوتا اما آموزنده  

 

وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند

زندگي چقدر کوتاه است فاصلۀ اذان تا نماز

  روزی بود که فکر می کردم دیگه همه چیز تمام شده اما حالا می فهمم هر صبح شروع یک زنده گیست
پس میشود که هر  صبح  از خواب بیدار میشویم  فکر کنیم دوباره متولد شدیم
تمام خستگی های روز های گزشته را با شروع روز جدید دفن کنیم و هر روز عشق را تجربه کنیم
من سعی کردم شد شما هم امتحان  کنید

nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/5/4 | 11:56 قبل از ظهر | + | موضوع: |

بهتر است که خود را باور کنیم  

 بهتر است که خود را باور کنيم

       

 كسب موفقيت در هر كاري توانمندي‌ها و امكاناتي مي‌خواهد. برخي از اين توانمندي‌ها مادي است و برخي رواني. تأثير و اهميت مسايل رواني در حوزه تحصيل گاهي بيشتر از مسايل مادي است. مثلاً كمبود خنده را مي‌تواند از راه‌هاي مختلف جبران كرد، ولي اعتماد به نفس ضعيف را نمي‌توان كاري كرد.
بنابراين برخي زمينه‌هاي رواني مثلاً در تحصيل، نياز به دقت نظر بيشتري دارد.
* من چه كسي هستم؟
پاسخ به اين پرسش بسيار ساده است. از هر فردي كه بپرسيد در اولين لحظه نام و نام‌خانوادگي خود را مي‌گويد. اما اگر هدف از اين پرسش رسيدن به خودشناسي باشد، قطعاً پاسخ هم متفاوت خواهد بود. بعضي از دانش‌آموزان در پاسخ به اين پرسش كه چقدر خودتان را در تحصيل مي‌شناسيد؟ دچار مشكل مي‌شوند و حرف چنداني ندارند. در حالي كه اگر فردي خود را نشناسد، چگونه مي‌تواند برنامه‌اي براي پيشرفت خود تنظيم كند. شناخت توانمندي‌هاي تحصيلي از اساسي‌ترين مواردي است كه هر دانش‌آموز بايد نسبت به آن آگاهي داشته باشد.
خودشناسي، يعني آگاهي نسبت به علاقه‌ها، توانايي‌ها و ضعف‌هاي خود، خودشناسي، يعني اينكه بدانيم در كدام نقطه ايستاده‌ايم. افرادي كه مسير تحصيل را بدون شناخت از خود شروع مي‌كنند، در طول مسير دچار مشكل مي‌شوند و به ناچار در هر لحظه از مسير بايد با آزمون و خطا پيش بروند كه اين موضوع جز اتلاف وقت و انرژي نتيجه‌اي ندارد.
* نگرش مثبت
از ديگر زمينه‌هاي مؤثر در تحصيل، داشتن نگرش مثبت است. نگرش مثبت يعني استفاده از شكست‌ها براي رسيدن به موفقيت‌ و تغيير نگرش نسبت به ضعف‌ها و شكست‌ها.
اگر در كارهايما نگرش مثبت نداشته باشيم، کمی و كاستي‌ها در مقابل ديدما چند برابر به نظر مي‌آيند. براي رسيدن به نگرش مثبت بايد در كنار كاستي‌ها، نقاط قوت، هر چند اندك را هم بسنجيم. توجه داشته باشيم كه زینه نمره 20 پته دارد؛ بايد دقت كرد كه چند پته را پيموده و چند پته باقي است.
* خود باوري
آدمي هر آنچه كه دارد ابتدا در باور خود به آن دست پيدا كرده است، پس مسير تلاش براي مديريت باورها و مسير برنامه‌ريزي براي رسيدن به آنها ضروري است.
باور به توانستن و موفق بودن بايد در ابتدا ذهن را مشغول خود كند و سپس با تلاش و سختكوشي در عمل شاهد آن باشيم.
تحصيل كاري است كه شايد خيلي‌ها با كمك‌هاي خود ما را هدايت كنند، ولي آنكه در جلسه امتحان مي‌نشيند، خود ما هستيم، تك و تنها ؛ پس بايد داشته‌هاي خود را باور كنيم و با تكيه بر آنها موفقيت را عملاً تجربه كنيم.
* اعتماد به نفس
مرحله بعد از خودباوري، اعتماد به نفس است. يعني اينكه به داشته‌هاي خود تكيه كرده و حركت خود را آغاز كنيم. مهم‌ترين لحظه نياز به اعتماد به نفس هنگامي است كه در مسير تحصيل با سختي‌هاي آن روبه‌رو شويم كه در اين هنگام بايد با صبوري و پشتكار موانع را يكي پس از ديگري از جلوي پاي خود برداريم.
براي رسيدن به اعتماد به نفس بهتر است كه از موفقيت‌هاي كوچك شروع كنيم و حتي به موفقيت‌هاي غير درسي خودمان نيز توجه داشته باشيم. به هر حال فرد توانمند مي‌تواند مسير نيروهاي خود را تغيير داده و براي رسيدن به موفقيت در ساير زمينه‌ها نيز تلاش كند.

نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/4/24 | 4:41 بعد از ظهر | + | موضوع: |

این دیوانگیست...  

اين ديوانگيست

که از همه گلهاي زیبا تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستهاي ما  فرو رفته است متنفر باشيم...

اين ديوانگيست

که همه روياهاي خود را تنها بخاطراینکه يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم....

اين ديوانگيست

که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شده ايم ...

اين ديوانگيست

که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايما بي نتيجه مانده است...


 اين ديوانگيست

که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانما رابطه ما را زير پا گذاشته است رد کنيم ...

 اين ديوانگيست

که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه در يکي از آنها به ما خيانت شده است...

 اين ديوانگيست ...

که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه در يکي از تلاشهايما ناکام مانده ايم...
 

به اميد اينکه در مسير خود هرگز دچار اين ديوانگي ها نشويم....

 و به ياد داشته باشيم که هميشه...

 شانس هاي ديگري هم هستند دوستي هاي ديگري هم هستند

عشق هاي ديگري هم هستند نيروهاي ديگري هم هستند

تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم

و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم... 

نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/4/11 | 7:20 بعد از ظهر | + | موضوع: |

زیبایی های زندگی .  

یاد ما باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یاد ما باشد که دیگران را دوست بداریم  آن گونه که هستند نه آن گونه که می خواهیم باشند

یاد ما باشد که هرگز خود را از نظر دیگران نبینیم که من اگر خود با خود آشتی نکنم هیچ

شخصی  نمیتواند مرا با خود آشتی دهد

یاد ما باشد خود ما با خود مهربان باشیم

چرا که شخصی با خود مهربان نیست نمیتواند با دیگران مهربان باشد

و در اخیر : گل ها جواب زمین اند به سلام آفتاب . نه زمستانی باش که بلرزانی . نه تابستانی

که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی

nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/3/14 | 10:32 قبل از ظهر | + | موضوع: |

حقیقت زندگی  

عزیزان این داستان واقعت دارد

 يک زوج جوان به خانه جديدى نقل مکان کردند. 
صبح اولين روز که از خواب بيدار شدند و سرگرم خوردن صبحانه بودند، زن جوان از پنجره به بيرون نگاه کرد و ديد که همسايه‌شان لباس‌هاى شسته شده را روى تناب آويزان کرده است.
زن جوان به همسرش گفت: ببين! لباس‌هايشان خوب پاک نشده است. بلد نيستند لباس‌ها را خوب بشويند. 
شايد بهتر باشد پودر يا صابونى که با آن لباس‌ها را می‌شويند عوض کنند. 
شوهرش نگاهى از پنجره به بيرون انداخت ولى چيزى نگفت و ساکت ماند. 
هر بار که همسايه لباس‌هايشان را روى تناب آویزان می‌کرد، زن جوان همين حرف‌ها را تکرار می‌کرد. 

 يکماه بعد، ازپاک بودن لباس‌هاى همسايه که روى تناب آویزان شده بودند شگفت‌زده شد و به همسرش گفت: ببين! بالاخره فهميدند لباس‌ها را چطور بشويند. 
شوهرش گفت: من امروز صبح زود از خواب بيدار شدم و شيشه‌هاى پنجره خود ما را پاک  کردم! 
زندگى هم همين‌طور است: هنگامى که به ديگران نگاه می‌کنيم، چيزى که می‌بينيم به پاک  بودن پنجره‌اى که از آن نگاه می‌کنيم بستگى دارد.
قبل از اين که از ديگران انتقاد کنيم، بهتر است وضعيت خود را بررسى کنيم و از خود بپرسيم که آيا آماده ديدن خوبی‌ها هستيم و يا آن که در جستجوى چيزى در ديگران می‌گرديم تا آن را مورد قضاوت و داورى قرار دهيم.
- و يادم رفت بگويم که ....
من امروز تو راشفاف‌تر و روشن‌تر از ديروز ديدم.
تو چی؟
- روز خوبى برايت آرزو می‌کنم.

 

nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/3/5 | 10:23 قبل از ظهر | + | موضوع: |

دانستنی ها  

آیا میدانستید که در این دنیا چی میگزرد ؟

در این دنیای عجیب و غریب از دیدن خیلی از چیزها انسان تعجب میکند و دچار شگفتی می‌شود و این در حالیست که نمی‌شود خیلی از چیزها را باور نکرد

آیا میدانستید ؟ 

آیا میدانستید که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم می‌تواند ببیند؟

آیا میدانستید که پشک و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان فقط چهار گروه؟

آیا میدانستید که روباه‌ها همه چیز را خاکستری می‌بینند؟

آیا میدانستید که در شیلی منطقه‌ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است؟

آیا میدانستید که هر ۵۰ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا می‌شود ؟

آیا میدانستید که وزن اسکلت انسان بالغ بر سیزده تا پانزده کیلوگرم است ؟

آیا میدانستید که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است ؟

آیا میدانستید که زرافه می‌تواند با زبانش گوشهایش را پاک  کند ؟

 برای مشاهده کامل مطلب  و زندگی نامه شیطان به ادامه مطلب مراجعه نماید

 nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/2/25 | 4:54 بعد از ظهر | + | موضوع: |

هفت آسمان خوشبختی  

آسمان خوشبختی ها

دنيا از اول هم همين طور بوده است،براي اينكه بتوانيم چيزي را تغييربدهیم ابتدا بايد خودرا تغيير

بايد سعي كنيم مثل افراد موفق بينديشيم و رفتار كنيم،چرا كه اگر چنين كنيم،به همان نتايج افراد موفق دست پيدا خواهيم كرد.

ما عادت كرده ايم به ذهن اجازه بدهیم كه آزادانه فعاليت كند.به همين خاطر است كه نمي توانيم    از زندگي لذت ببريم،چون اسير ذهن شده ايم. 

بايد شيوه ي صحيح ابراز احساسات را ياد بگيريم و در عين حال بايد بتوانيم احساسات منفي خود را كنترل كنيم.

بايد سعي كنيم هنگامي كه درون يا بيرون از خانه هستيم،پوشش مناسبي داشته باشيم.به خود ارزش بدهیم و نگوييم لباس كه شخصيت نمي آورد.

يادما باشد كه تلاش منظم،پیروزی چند برابر دارد.اگر نظم را سرلوحه ي كارهاي خود قرار بدهیم و مديريت زمان داشته باشيم،گام بزرگي در جهت رسيدن به كاميابي و نشاط برداشته ايم.

زندگي يعني داشتن مشكل،يعني مبارزه،يعني تجربه.هر مشكلي كه ايجاد مي شود پيام بخصوصي براي ما دارد.بايد بتوانيم آن پيام را درك كنيم و از آن درس بگيريم.

 

نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/2/19 | 9:48 قبل از ظهر | + | موضوع: |

مادر  

قلب من از شماست مادر عزیزم

نویسنده ( محمد عباس عدالت دوست )

 پسر به مادرش گفت اگر یک روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میایم تا قلبم را با تمام وجودم تقدیمت کنم. مادر  لبخندی زد و گفت تشکر پسرم. تا اینکه یک روزآن اتفاق افتاد.حال مادر خوب نبود...نیاز فوری به قلب داشت... از پسرش خبری نبود... مادر با خودش می گفت: می دانستم که من هیچ وقت نمیگزاشتم تا قلب پسرم را به من بدهد  و به خاطر من خودرا فدا کند... ولی این بود آن حق مادری؟...حتی برای دیدنم هم نیامدی... شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید...چشمانش را باز کرد،داکتر بالای سرش بود. به داکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ داکتر گفت نگران نباشید، پیوند قلبتان با موفقیت انجام شده. شما باید استراحت کنید... در ضمن این نامه برای شماست!... مادر نامه رابرداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد... ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام مادر عزیز و عالیقدرم... هالا كه اين نامه را ميخاني من در قلب تو زنده هستم.از دستم ناراحت نباش كه پیشت نیامدم چراکه میدانیستم اگر بيام هرگز نميگزاشتی كه قلبخودرا بریایت تقدیم کنم..پس نيامدم تا بتوانم اين كاررا انجام بدهم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه. (دوستت دارم بینهایت)مادر نمیتوانیست باور کند...آن یک کاری کرده بود...آن قلبشرا به مادرش  داده بود... آرام آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد... و به خودش گفت چرا حرفشرا باور نکردم ...

 مادر بیتو تنها و غریبم

 عزیزان به ادامه مطلب مراجعه نماید

 nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/2/5 | 5:39 بعد از ظهر | + | موضوع: |

داستان های کوتاه  

داستان های آموزنده و کوتاه

 دروغ

 مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقاي شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن.ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی آن لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟

مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی بزرگ و کوچک   گرفتیم . اما چرا ان لباس راحتی هایی که گفته بودم  نگذاشتی ؟"

جواب زن بسیار جالب بود.زن جواب داد : لباس های راحتی تان را با  وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟

سعی کنید هرگز تا بنا به دلایلی مجبور نشده اید دروغ نگویید و اگر زمانی این کار را کردید تمام جزئیات را بررسی کرده تا قضیه خراب نشود. زن ها موجودات تیز و با هوشی هستند. یک توصیه ی دوستانه: هرگز به زنهای خود دروغ نگویید چون به سرعت باد آنها متوجه خواهند شد.

 

  nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2009/1/25 | 5:55 بعد از ظهر | + | موضوع: |

عکسهای شخصی محمد عباس  

  

عکس های محمد عباس


 

عزیزان به ادامه مطلب مراجعه نماید 

 nazar       


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2008/8/2 | 12:12 بعد از ظهر | + | موضوع: |

پند هاو سخنان زیبا از بزرگان  

زگهواره تا گور دانش بجوی

          

             لقمه های با ارزش

كمبود مواد غذايي ماجرايي است كه خيلي از ماها آن را حتي تصور نمي‌كنيم، چون عادت كرده‌ايم كه مواد غذايي را به مقدار كافي و حتي بيش از آن در اختيار داشته باشيم و شايد به همين دليل باشد كه ارزش مواد غذايي را آن چنان كه بايد و شايد نمي‌شناسيم بعضي از ما وقتي غذا كمي دير مي‌شود، فوري احساس ناراحتي مي‌كنيم. بعضي از ما هر غذايي را نمي‌خوريم و اگر روزي در خانه غذاي تكراري،‌پيشما بگذارند انگار كه اتفاق بدي افتاده باشد، فریاد ما  به هوا مي‌رود. در بعضي از خانواده‌ها هر روز مقداري غذا دور ريخته مي‌شود، چون بيش از مقدار لازم تهيه شده است. بعضي‌ها وقتي كه به هر دليل بخواهند ميهماني بدهند و از كساني پذيرايي كنند آن را با مسابقه اشتباه مي‌گيرند. براي بعضي‌ها كه حتي از غذا هم به عنوان بهانه‌اي براي نشان دادن خود استفاده مي‌كنند، اهميتي ندارد كه غذاهاي اضافي دور ريخته خواهد شد. آنها به ياد نمي‌آورند آن چه براي آنها يك نمايش است، براي بعضي‌هاي ديگر ارزش زندگي دارد. آنها در شرايطي قرار نگرفته‌اند كه از داشتن تكه‌ ناني خوشحال شوند. براي چنين افرادي غذا چيزي است كه از بهترين و گرانترين مواد غذايي ساخته شده باشد و به همين دليل است كه ارزش و اهميت واقعي غذا را نمي‌شناسند.
ارزش واقعي غذا را كساني مي‌فهمند كه به دليل‌هاي مختلف از داشتن آن محرومند. بعضي از وقت‌ها با آن كه گرسنه نيستم از روي هوس غذايي را مي‌خوريم و بعد هم نيم خورده رهايش مي‌كنيم تا در نهايت راهي سطل زباله شود. خيلي وقت‌ها يادمان نمي‌افتد آن چه كه اين گونه دور مي‌ريزيم آرزوي ديگراني است كه در نقاطي ديگر از دنيا در محاصره خشكسالي، سيل، زلزله، جنگ ويا فقر،‌ آرزوي معمولي‌ترين مواد غذايي را دارند. در شرايطي كه هر روز مقدار زيادي غذا توسط ما دور ريخته مي‌شود، بعضي‌ها همان وقت‌ها در انتظار لقمه‌اي كوچك به پايان زندگي رسيده‌اند.
پيشينيان ما كه ناچار بودند براي تهيه غذا انواع سختي‌ها را تحمل كنند، براي هر ذره از غذايي كه تهيه مي‌شد و روي دسرخوان قرار مي‌گرفت احترام قايل بودند و به همين دليل بود كه هدر دادن غذا را ايرادي بزرگ مي‌دانستند. آنها اعتقاد داشتند غذا نعمتي است كه نبايد به آن بي‌احترامي كرد. آنها همواره به ياد ديگراني بودند كه سفره‌اي خالي داشتند و معمولي‌ترين غذا مي‌توانست برايشان هديه‌اي عالي باشد. خيلي‌ها اين را فراموش مي‌كنند كه با آنچه دورريخته مي‌شود، مي‌توان گرسنگان بسياري را سير كرد. غذايي كه براي خيلي از ماها چيزي معمولي است، براي تعدادي ديگرحكم و ارزش مرگ و زندگي دارد.

 عزیزان به ادامه مطلب مراجعه نماید

   nazar


ادامه مطلب ...
نوشته شده توسط : محمد عباس | 2008/7/28 | 8:52 بعد از ظهر | + | موضوع: |